السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

400

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

از ابو بصير نقل شده كه فرمود : طاوس يمانى از امام باقر ( ع ) در بارهء پرنده‌اى پرسيد كه فقط يك بار پرواز كرده و نه قبل از آن و نه بعد از آن پرواز نكرده و در قرآن ذكر شده است ، امام فرمود : آن طور سينا است كه خداوند آن را بر فراز سر بنى اسرائيل سايه افكن نمود تا مجبور به پذيرش تورات شدند ، همچنان كه مىفرمايد : ( آن زمان كه كوه را مانند سايه‌بانى بر فرازشان نگه داشتم و يقين كردند كه بر سرشان فرو مىافتد [ 1 ] ) روايت شده : وقتى كه خداى سبحان تورات را نازل كرد ، موسى فرمود : پروردگارا خود را به من بنما تا من به تو بنگرم ، پس خداوند وحى نمود : هرگز نمىتوانى مرا ببينى ، و ليكن به اين كوه نگاه كن ، پس اگر در سر جايش آرام گرفت ، به زودى مرا مىبينى ، آن وقت خداى عزّ و جلّ پرده‌ها را كنار زد و به كوه نظر نمود ، ناگهان كوه به لرزه در آمد و در دريا افتاد و تا روز قيامت در حال سقوط است ، آن وقت ملائكه نازل شدند و درهاى آسمان را گشودند و خداوند به ملائكه وحى نمود كه موسى را دريابند كه نگريزد ، پس ملائكه نازل شدند و موسى را در بر گرفتند و گفتند : اى پسر عمران آرام باش ، به تحقيق كه امر عظيمى را از خداوند درخواست كردى ، وقتى كه موسى نظر كرد و ديد كه كوه غرق شد و به زمين فرو رفت و ملائكه نازل شدند ، از خشيت پروردگار و وحشت آنچه ديده بود جان از بدنش مفارقت كرد ، امّا خداوند روح او را به كالبدش باز گرداند ، پس سر بلند كرد و به هوش آمد و گفت : منزّهى تو اى خدا از اينكه با چشم ديده شوى و من بسوى تو توبه مىكنم و من اوّلين كسى هستم كه تصديق مىكنم تو ديدنى نيستى ، آن وقت خداى سبحان فرمود : ( اى موسى من تو را بر ساير مردم براى رسالت و همكلامى با خود برگزيدم [ 2 ] ) . و از پيامبر اكرم ( ص ) نقل شده كه فرمود : از كوههايى كه با درخواست رؤيت موسى به پرواز در آمد هفت كوه است كه در حجاز و يمن به زمين پيوستند ، در مدينه كوه احد و ورقان ، در مكه كوه ثور و ثبير و حوى و در يمن كوه صبر و حضور ، ( عيون الاخبار ) در روايتى از ابن جهم نقل مىكند كه مأمون از امام رضا ( ع ) در باره اين آيه وَ لَمَّا جاءَ مُوسى لِمِيقاتِنا . . .

--> [ 1 ] سوره اعراف ، آيه 171 . [ 2 ] سوره اعراف ، آيه 144 .